فصل‌نامۀ بین المللی علمی تخصصی مطالعات زبان فارسی ISC

فصل‌نامۀ بین المللی علمی تخصصی مطالعات زبان فارسی ISC

تحلیل روان­شناختی شخصیت‌های رمان «همنوایی شبانۀ ارکستر چوب‌ها» بر اساس نظریۀ آلفرد آدلر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران.( نویسنده مسئول)
2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
10.22034/jmzf.2026.247304
چکیده
نقد روان‌شناختی به‌عنوان روشی نوین در تحلیل شخصیت‌های داستانی، به‌ویژه در رمان‌هایی با لایه‌های روانی عمیق، جایگاه ویژه‌ای یافته است. نظریه روان‌شناسی فردنگر آلفرد آدلر، یکی از نظریه‌های مهم در این حوزه به‌شمار می‌رود که بر عواملی همچون عقده حقارت، تلاش برای برتری، سبک زندگی و علایق اجتماعی تمرکز دارد. این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی - تحلیلی، به تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌های رمان «همنوایی شبانۀ ارکستر چوب‌ها» اثر رضا قاسمی می‌پردازد و بدین سوال پاسخ می­دهد که مؤلفه‌های نظریۀ آلفرد آدلر تا چه حد در رفتار و کردار و حالات روانی شخصیت‌های رمان‌های قاسمی قابل بررسی است؟ این رمان با تمرکز بر مهاجرت، بی‌هویتی، بحران روانی و دغدغه‌های هستی‌شناختی، بستری مناسب برای بررسی شخصیت‌ها از منظر آدلر فراهم کرده است. شخصیت‌های این رمان، از نگاه نویسنده، بازتاب روان جمعی ایرانیان مهاجرند؛ در عین‌حال که هر یک داستان فردی و منحصربه‌فردی دارند. آدلر بر همین فردیت تأکید دارد و درعین‌حال، نقش محیط اجتماعی را نیز در شکل‌گیری شخصیت نادیده نمی‌گیرد؛ مفهومی که در تحلیل این رمان به‌خوبی قابل بهره‌برداری است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شخصیت‌های رمان، به‌ویژه راوی و شخصیت‌های فعال طبقه ششم ساختمان، از ریشه‌های عمیق روان‌شناختی برخوردارند و رفتار آن‌ها متأثر از احساسات سرکوب‌شده، عقده‌های کودکی و تلاش برای جبران و برتری است. راوی که با بحران هویت، اختلالات روانی، هذیان، توهم و بی‌ثباتی عاطفی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نمود بارزی از تیپ اجتناب‌گر و سلطه‌جو است که در عین ضعف درونی، در پی نوعی غلبه بر احساس بی‌ارزشی است.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ
انتشار آنلاین از 25 تیر 1405

  • تاریخ دریافت 06 شهریور 1404
  • تاریخ پذیرش 17 آذر 1404