<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصل‌نامۀ بین المللی علمی تخصصی مطالعات زبان فارسی ISC</title>
    <link>https://www.jmzf.ir/</link>
    <description>فصل‌نامۀ بین المللی علمی تخصصی مطالعات زبان فارسی ISC</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 13 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 13 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>حضور حسام‌الدین چلبی در لایه‌های پنهان ابیات دفتر اول و دوم مثنوی معنوی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_227270.html</link>
      <description>چکیدهحضور شمس در زندگی مولانا و ایجاد انقلاب درونی در وی، حسدورزی مریدان را در پی داشت تا آنجا که آتش حسد دامان شمس را می‌گیرد و او را گریزان می‌کند. رفتن شمس، آتشی در دل مولانا&amp;amp;nbsp; برمی‌افروزد. اینجاست که حسام‌الدین چلبی با شعله‌های فراق مولانا چراغ مثنوی را برمی‌افروزد و مولانا را به سرودن کتابی تشویق می‌کند. وی مشاور مولانا در سرایش مثنوی می‌شود و جایگاه ارجمندی نزد او می‌یابد اما مولانا با توجه به تجربة تلخ حسدورزی یاران، مهرش به حسام‌الدین را در لفافه‌ای از تشبیه‌ها و استعاره‌ها بیان می‌دارد تا فقط او بداند و حسام‌الدین. این پژوهش با روش کتابخانه&amp;amp;shy;ای با بررسی اشاره‌های پنهان مولوی در دفتر اول و دوم مثنوی به حسام‌الدین، درمی‌یابد که مولانا در چهارده &amp;amp;shy;جا، پنهانی به ستایش حسام‌الدین پرداخته و او را انسانی کامل معرفی و این امر را در مثلثی از معانی بیان می&amp;amp;shy;کند. هرگاه مولانا از لزوم پیروی از پیر طریقت سخن می‌گوید و با واژه‌ای چون یار او را می‌ستاید و سپس به نکوهش حسدورزی می‌پردازد، منظور او از یار، حسام‌الدین چلبی است. به عبارت دیگر وقتی یک ضلع مثلث معنایی پرداختن به پیر طریقت است و ضلع دوم پرهیز دادن از حسد، ضلع سوم آن، حسام‌الدین است. مولانا همچنین ریشة حسدورزی یارانش را وهم همتایی شاگردانش با حسام‌الدین بیان می‌کند و ضمن دعوت آنها به پذیرش جایگاه معنوی حسام‌الدین زمینه را برای جانشینی حسام‌الدین بعد از خود آماده می‌کند تا راهدانی او را پس از مرگش بپذیرند و مکتبش را با طوفان حسد به باد فراموشی نسپارند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>فصل نامه مطالعات زبان فارسی، دوره هشت، شماره بیست و یکم</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_243798.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مؤلّفه‌های روان‌شناسی مثبت&amp;shy;نگر در داستان مهمان ناخوانده با تکیه بر نظریات مارتین سلیگمن</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_211897.html</link>
      <description>     مارتین سلیگمن از زمرة روان‌شناسان مثبت&amp;amp;shy;نگر به شمار می&amp;amp;shy;رود که معتقد است ما نباید برای برقراری آرامش در روان افراد، همیشه به دنبال شرح رنج&amp;amp;shy;ها و دردهایی باشیم که روان انسان&amp;amp;shy;ها را می&amp;amp;shy;آزارند، بلکه گاهی با تقویت رفتارهای مثبت، می&amp;amp;shy;توان روان آزردة افراد را بهبود بخشید و آنان را در مسیر بهزیستی قرار داد. هدف روان‌شناسی مثبت&amp;amp;shy;نگر، ایجاد رضایتمندی از گذشته، حال و آینده در درون افراد است. او راهکارهای متعددی برای ایجاد این حس پیشنهاد می&amp;amp;shy;دهد که فضایل شش&amp;amp;shy;گانه او در این میان از اهمیّت شایان توجهی برخوردار است. این نوشتار با تکیه بر شیوة توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر کتابخانه&amp;amp;shy;ای، برآن است تا این فضایل را در داستان &amp;amp;laquo;مهمان ناخوانده&amp;amp;raquo; فریده فرجام مورد بررسی قرار دهد. بدین منظور، رفتارها و کنش&amp;amp;shy;های شخصیت&amp;amp;shy;های این داستان، از جهت رعایت فضایل شش&amp;amp;shy;گانه، مورد تعمق قرار گرفته&amp;amp;shy;اند. دستاورد این پژوهش مبتنی بر این است که فریده فرجام، در این اثر کوتاه در حوزة ادبیات کودک، توانسته برخی از زیرمجموعه&amp;amp;shy;های فضایل مثبت شش&amp;amp;shy;گانة سلیگمن را در رفتار شخصیت&amp;amp;shy;های قصه به تصویر بکشد. کنجکاوی، خلاقیت و ‌روشن‌بینی، شجاعت، مهرورزی و همکاری، انصاف و برابری، آینده&amp;amp;shy;نگری و کنترل رفتار و قدردانی از جملة رفتارهایی هستند که در این اثر برای ایجاد حس رضایتمندی در افراد مؤثر واقع شده&amp;amp;shy;اند. این داستان بیانگر همسویی، با نظریات مثبت&amp;amp;shy;نگر مارتین سلیگمن است که با هدف ایجاد حس شادمانی و خرسندی از زندگی ارائه شده&amp;amp;shy;اند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بینامتنیت نامه‌&amp;shy;های جلال آل‌ احمد و سیمین دانشور و آثار داستانی این دو نویسنده</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_243787.html</link>
      <description>   بینامتنیت در نگاه نظریه‌های جدید، متن را پدیده‌ای مستقل نمی‌داند و آن را در پیوندی مداوم با دیگر متون می‌بیند. هر اثر ادبی در شبکه‌ای از معنا، باور و تجربه شکل می‌گیرد و ردّ متون پیشین و هم‌زمان در آن حضور دارد. بینامتنیت این نکته را برجسته می&amp;amp;shy;سازد که یک متن چگونه از ظرفیت متون دیگر بهره می‌گیرد و آن‌ها را در ساخت معنای تازه بازآفرینی می&amp;amp;shy;نماید. با توجه به این مهم، جستار حاضر بر آن است تا از نظرگاه بینامتنیت، سویه&amp;amp;shy;های گوناگون تأثیر  نامه‌هایی را که جلال آل‌احمد و سیمین دانشور به عنوان زوج نویسندۀ معاصر با زبانی ساده و در سبک یادداشت‌های روزمره نوشته&amp;amp;shy;اند به عنوان متن اول و برخی از آثار منتخب آن دو را به عنوان متن دوم بررسی و وجوه مشترک آن&amp;amp;shy;ها را با توجه به مؤلّفه‌های فرهنگی- اجتماعی، تاریخی، سیاسی و روابط شخصی تحلیل نماید. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل بینامتنی و با روش مطالعۀ تطبیقیِ متنِ مبدأ (نامه‌ها) و متنِ مقصد (آثار ادبی منتخب) انجام شده است. هدف، آن است که آشکار سازد بسیاری از مضامین مطرح شده در نامه‌های آن دو، در قالب&amp;amp;shy;ها و شکل&amp;amp;shy;های مختلفی از عناصر اصلی داستان بازآفرینی شده‌اند؛ از جمله: حوادث داستانی، صحنه‌پردازی، خلق شخصیت‌ها و گفتگوهای آن&amp;amp;shy;ها، اظهار نظر راوی و غیره . </description>
    </item>
    <item>
      <title>تجلی قرآن و عرفان در زبان شعر حسین پناهی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_243796.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی ژرفانگی و نظام‌مند تجلی مضامین قرآنی و عرفان اسلامی در زبان اشعار حسین پناهی انجام شده است. مقاله با تمرکز بر مجموعه‌های شعری &amp;amp;laquo;به وقت گرینویچ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;افلاطون کنار بخاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;من و نازی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کابوس‌های روسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سال‌هاست که مرده‌ام&amp;amp;raquo;، به روشی توصیفی-تحلیلی و در چارچوب رویکردی تطبیقی، به بررسی این مسئله می‌پردازد که چگونه پناهی با تکیه بر پیشینۀ تحصیلات حوزوی و آشنایی با متون دینی و عرفانی، این مفاهیم را در بافت شعر مدرن خود بازآفرینی و تلفیق کرده است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که اشعار پناهی مشحون از اشارات مستقیم و غیرمستقیم به آیات قرآن کریم است که از جمله مهم‌ترین آن&amp;amp;shy;ها می‌توان به ارجاعات مکرر به سوره‌های بقره (آیات خلافت انسان، انفاق و وسعت کرسی الهی)، ص (نفخۀ روح)، ملک (مفهوم ملکوت)، اسراء (ناتوانی در توصیف کلمات الهی) و الرحمن (مفهوم فنا و بقا) اشاره کرد. در کنار این، مفاهیم بنیادین عرفانی همچون &amp;amp;laquo;وحدت وجود&amp;amp;raquo; با تأثیرپذیری از اندیشۀ ابن عربی، &amp;amp;laquo;عشق الهی&amp;amp;raquo; به عنوان محرک کائنات، &amp;amp;laquo;فنا فی الله&amp;amp;raquo; و محو در ذات حق، &amp;amp;laquo;سکوت عارفانه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شفقت بر حیوانات&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سیر آفاقی و انفسی&amp;amp;raquo; از کانونی‌ترین درون‌مایه‌های شعری او به شمار می‌روند. نتایج نهایی پژوهش نشان می‌دهد که پناهی این مفاهیم را در قالب شگردهای بیانی نوین از جمله شطح، واسازی، پارادوکس و برهم زدن زبان عادی باز&amp;amp;shy;سازی کرده و از این رهگذر میان سنت عرفانی ایران و شعر معاصر پیوند برقرار ساخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و آسیب &amp;shy;شناسی آموزش زبان فارسی در دانشگاه &amp;shy;های چین</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_243797.html</link>
      <description>زبان به‌ عنوان حامل اصلی تبادلات تمدنی بشری، نقش واسطه‌ای کلیدی در پیوند میان فرهنگ‌ها و شیوه‌های متفاوت ادراک ایفا می&amp;amp;shy;کند و تنها با تسلط بر زبان کشور مقصد، می&amp;amp;shy;توان به درک عمیق از جوهرۀ هنری و بطن فرهنگی آن دست یافت. از این منظر، آموزش زبان فارسی، صرفاً فرایند تقویت توانایی زبانی نیست، بلکه پل مهمی برای تعامل تمدن‌های چین و ایران به‌ شمار می&amp;amp;shy;رود که زیرساخت زبانی محکمی برای توسعۀ روابط دوجانبه فراهم می&amp;amp;shy;آورد. در چارچوب &amp;amp;laquo;ابتکار کمربند و جاده&amp;amp;raquo;، تعاملات فرهنگی و آموزشی میان دولت‌های چین و ایران، پیوسته در حال گسترش است. در حال حاضر، آموزش و پرورش استعدادهای فارسی‌آموزان در چین، دستاوردهای فراوان داشته، اما با چالش‌هایی از جمله کمبود منابع آموزشی، محدودیت در مسیرهای همکاری میان‌دانشگاهی و ضعف در بخش‌های عملی مواجه است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایۀ بررسی اسناد آموزشی، گزارش‌های دانشگاهی و تجربیات میدانی پژوهشگر، در پی آنست تا بتواند برای مقابله با مسائل بیان شده، مسیرهای بهینه‌سازی از جمله تقویت منابع آموزشی، گسترش اشکال و حوزه‌های همکاری میان دانشگاهی، غنی‌سازی فرصت‌های عملی برای دانشجویان و تعمیق همکاری‌های مردمی و محلی را پیشنهاد دهد. پژوهش حاضر کوشید تا ضمن آنکه با تبیین ضرورت تقویت پیوندهای همه‌جانبه در آموزش عالی، بر روی پژوهش‌های علمی و ترویج زبان و فرهنگ میان دو کشور تأکید ‌شود؛ به سؤال اصلی پژوهش یعنی آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌های چین با چه چالش‌ها و کاستی‌هایی مواجه است و چه راهکارهایی می‌تواند کیفیت و کارآمدی آن را ارتقا دهد؟ پاسخی جامع ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی هنجارگریزی آوایی در مخزن&amp;shy;الاسرار نظامی و تحفه الاحرار جامی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_227317.html</link>
      <description>فرمالیست‌ها، میان ادبیات بـه منزلـة مجموعـه آثـار ادبـی و ادبیت در مفهوم تبدیل زبان خودکار به زبان ادبی، تفاوت قائل بودند. از نظر آنان ادبیت متن با استفاده از شگردهای برجسته‌سازی، محقق می‌شود. شاعران نیز برای متمایزکردن شعرهای خود دست به آشنایی‌زدایی و برجسته‌سازی می‌زنند. دو روش&amp;amp;rlm; هنجارگریزی و قاعده‌افزایی از جمله این روش&amp;amp;rlm;هاست که نظامی و جامی، دوتن از شاعران برجستۀ ادبیات فارسی، برای برجسته‌سازی و غیرآشنا کردن اثرهای خود از آن استفاده&amp;amp;rlm;کرده&amp;amp;rlm;اند. حال با توجه به این موضوع، هدف پژوهش حاضر دستیابی به گونه‌ای از هنجارگریزی نظامی و جامی در مخزن&amp;amp;shy;الاسرار و تحفه الاحرار است. بنابراین با روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعۀ کتابخانه&amp;amp;shy;ای به دنبال پاسخ به این سؤال&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;ها هستیم که هر دو شاعر از کدام عامل هنجارگریزی آوایی بیشتر بهره‌گرفته‌اند؟ همچنین استفاده از شگردهای هنجارگریزی آوایی حذف، ابدال، تخفیف، تسکین، ادغام، اشباع و تشدید تا چه اندازه در حفظ وزن، و همسان‌سازی واژه‌های قافیه مؤثر بوده است؟ یافته&amp;amp;rlm;های پژوهش نشان داد: هر دو شاعر برای استحکام بیشتر وزن و موسیقی رعایت وزن اشعار در بحر سریع که لازمة آن سرعت و شتاب در بیان است، بیش از همه از ترفند &amp;amp;laquo;حذف&amp;amp;raquo; بهره برده‌اند. پس از آن، شگردهای &amp;amp;laquo;ادغام&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تخفیف&amp;amp;raquo;، که هر سه، شیوة مناسبی برای کوتاه کردن مفردات است استفاده کرده‌اند. همچنین جامی &amp;amp;laquo;ابدال&amp;amp;raquo; را غالباٌ برای همسان‌سازی واژه‌های قافیه، اما نظامی برای حفظ وزن و موسیقی به کار برده است. هر دو شاعر از &amp;amp;laquo;اشباع&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تشدید&amp;amp;raquo; به دلیل افزوده شدن بر امتداد هجاها یا تعداد واج&amp;amp;lrm;‌های ابیات، کمترین بهره را برده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روان‌شناسانۀ عقدۀ حقارت در شخصیت‌های ضد قهرمان منظومۀ خاوران‌نامه براساس نظریۀ آلفرد آدلر</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_243786.html</link>
      <description>خاوران‌نامۀ ابن‌حسام خوسفی یکی از برجسته‌ترین و قدیمی‌ترین منظومه‌های متون حماسی- مذهبی در ادب فارسی است و به لحاظ شخصیت‌پردازی از مقام ممتازی برخوردار است. در خاوران‌نامه، حضرت علی(ع) به‌عنوان قهرمان مطلق خیر و حقیقت در برابر مجموعه‌ای از ضدقهرمانان قرار می‌گیرد. از آنجایی که آثار بزرگ، نمایانگر فرهنگ و تمدن مردمان کهن است، بی‌شک قهرمانانش نمایندۀ گونه‌های شخصیّتی آن جوامع به شمار می‌آیند.، می‌توانیم این شخصیت‌ها را در روان‌شناسی، و نظریۀ عقدۀ حقارت بررسی کنیم. آلفرد آدلر، بنیانگذار مکتب روانشناسی فردی، در این زمینه نظریات مهمی دارد. این پژوهش با رویکرد روان‌شناسی فردیِ آلفرد آدلر به بررسی رفتارهای ضدقهرمانان می‌پردازد تا مهم‌ترین عوامل عقدۀ حقارت در شخصیت‌های خاوران‌نامه را با کندوکاو درونی شخصیت‌ها بررسی نماید و نشان ‌دهد که اغلب واکنش‌های تخاصمیِ آنان محصول عقدۀ حقارت در برابر قدرت وجودی و معنوی امام علی(ع) است. نتایج مقالۀ حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان می&amp;amp;shy;دهد که اساس شکل‌گیری صحنه‌های حماسیِ خاوران‌نامه، تقابل اسلام و کفر است که با هدف تربیت افراد صورت می‌گیرد. به طور کلی 45 شخصیت ضد قهرمان در خاوران‌نامه وجود دارد که نویسندگان در این مقاله به بررسی مهم‌ترین جلوه‌های عقدۀ حقارت در رفتار برجسته&amp;amp;shy;ترین شخصیت‌های ضدقهرمان پرداخته‌اند. با تحلیل گفتار و رفتار شخصیت‌های ضدقهرمان، مکانیسم جبرانی عقدۀ حقارت به‌عنوان سازوکار اصلی بروز خصومت و انکار در شخصیت‌های منفی متن معرفی شده‌اند که خود را به اشکال ِترس، خشم، تکبر، انتقام‌جویی، حسادت، تنفر، برتری‌طلبی نشان داده است. در نهایت، نسبت میان حقارت روانی و فروپاشی اخلاقی در سرنوشت این ضدقهرمانان تبیین شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش لاکانی از تجربۀ عرفانی در تمهیدات عین‌القضات همدانی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_246879.html</link>
      <description>پژوهش پیش رو، تلاقی میان دو حوزه به‌ظاهر نامرتبط اما عمیقاً هم‌پوشان است: عرفان اسلامی و روان‌کاوی مدرن. عین‌القضات همدانی در اثر تمهیدات، تجربه عرفانی را به‌مثابه نوعی گسست وجودی و مواجهه با امر غیرقابل بیان عرضه می نماید. در سوی دیگر، ژاک لاکان، روان‌کاو فرانسوی با بازتعریف مفاهیم فرویدی، ساختار روان انسان را در قالب سه نظم خیالی، نمادین و امر واقع تحلیل می‌کند. با در نظر گرفتن موارد بیان شده، هدف مقاله حاضر، بررسی امکان خوانش لاکانی از تجربه عرفانی در تمهیدات و نمایان ساخت که هم‌پوشانی‌های ساختاری میان این دو نظام فکری است. مطالعه کنونی با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی‌‌ در پی آنست که به سؤال اصلی تحقیق یعنی، آیا تجربه عرفانی در تمهیدات عین‌القضات را می‌توان در چارچوب مفاهیم روان‌کاوی لاکانی، به‌ویژه مفهوم &amp;amp;laquo;امر واقع&amp;amp;raquo;، تفسیر کرد؟ و اگر چنین است، این خوانش چه افق‌های نوینی برای فهم عرفان اسلامی و روان‌کاوی مدرن می‌گشاید؟ پاسخی جامع ارائه دهد. با توجه به این مهم، یافته ها نشان داد که تجربه عرفانی در تمهیدات، به‌ویژه در لحظه‌های شطح، اشارت و فنا، واجد ساختاری است که با مواجهه سوژه با امر واقع در نظریه لاکان هم‌خوانی دارد. زبان عرفانی با گسست از نظم نمادین و حرکت به‌سوی امر غیرقابل بازنمایی، به‌مثابه زبان امر واقع عمل می‌کند. خوانش لاکانی از عرفان اسلامی از این منظر روشنگر است که امکان گفتگوی میان‌رشته‌ای میان روان‌کاوی و عرفان را فراهم می‌آورد و تجربه عرفانی را از منظری نوین، هستی‌شناسانه و زبان‌ناپذیر بازمی‌خواند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سطوح گفتمانی و دستوری وجهیت در زبان فارسی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_244030.html</link>
      <description>رویکردهای مختلف در رابطه با وجهیت هرکدام به بخش خاصی از وجهیت پرداخته‌اند و توافق کلی از ابعاد وجهیت بین آن‌ها نیست. هدف پژوهش پیش رو معرفی تمام ابعاد وجهیت و ارائه تصویری جامع از آن به روش کتابخانه ای می‌باشد. درحالی‌که مقوله وجهیت کاملاً زبان ویژه است و در بین زبان‌ها به شیوه‌های مختلف و متنوعی منعکس می‌شود، نمی‌توان معیارهایی ارائه داد که مقوله وجهیت را در تمامی زبان‌ها به‌صورت یکسان بازنمایی کند. نگارندگان در پایان به این نتیحه می رسند که جهت بررسی وجهیت به یک شاکله کلی نیاز داریم که دارای سه بخش باشد: بررسی وجهیت بافتی (گفتمانی)؛ وجهیتی که نه واژگانی‌شده و نه دستوری. وجهیت زیر جمله‌ای؛ وجهیتی که فقط در عناصر جمله از قبیل صفت واژگانی‌شده باشد. وجهیت جمله‌ای؛ وجهیتی که در فعل دستوری‌شده باشد. از طرف دیگر وجهیت یک عنصر زبانی است که می‌توان از منظر واج‌شناسی، نحوی، ساختواژی، معنایی و کاربردشناسی به آن پرداخت؛ و هرکدام از این دیدگاه‌ها تنوعات گوناگونی برای وجهیت ارائه خواهد داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیرة نقد عملی فروزانفر در شعر کهن فارسی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_244616.html</link>
      <description>بدیع الزمان فروزانفر یکی از محققان پیشگام و دقیق&amp;amp;shy;النظر در عرصة تحقیقات ادبی است که در زمینه&amp;amp;shy;های گوناگون تحقیق وارد شده. فروزانفر در جای&amp;amp;shy;جای آثار تحقیقی خود دربارة شعر و شاعران کهن فارسی نقد و نظرهایی را ایراد کرده است که از لحاظ نقد عملی ارزش و اعتباری درخور دارند. با توجّه به این پیشینه و این&amp;amp;shy;که روش&amp;amp;shy;های فروزانفر در نقد و تحقیق بر محققان پس از خود تأثیرگذار بوده است، آگاهی از نگاه فروزانفر دربارة شعر فارسی و چگونگی روش نقادی او در این زمینه لازم و ضروری است. این نقد و نظرها به صورت پراکنده در آثار فروزانفر به چشم می&amp;amp;shy;خورد؛ این پراکندگی مانع از شناخت منسجم و طبقه&amp;amp;shy;بندی&amp;amp;shy;شدة دیدگاه نقادانة او شده است. در این مقاله تلاش شده بر بنیان نقد و نظرهای عملی فروزانفر که از خلال آثار تحقیقی او به دست آمده، نقدهای عملی فروزانفر دربارة شعر فارسی به صورت دقیق دسته بندی شده و سپس در مدخل&amp;amp;shy;های دقیق&amp;amp;shy;تر، تنظیم و تحلیل شوند و در پایان، معیارها و رویکردهایی را که این محقق در مسیر نقد آثار شعری کهن فارسی مدّ نظر داشته، نشان داده شود. نقد و نظرهای فروزانفر در شاخه&amp;amp;shy;های گوناگون نقد ادبی از جمله نقد تاٍثیر، نقد زندگی&amp;amp;shy;نامه&amp;amp;shy;ای، نقد تذکره&amp;amp;shy;ای و تاریخ ادبیاتی، نقد درون&amp;amp;shy;مایه&amp;amp;shy;ای، نقد تفسیر و ...  است که از این میان به نقد تفسیر و درون&amp;amp;shy;مایه&amp;amp;shy;ای و نقد تأثیر و تأثر و نقد بلاغی شعر بیش از دیگر نحله&amp;amp;shy;های نقد گرایش داشته است. روش این تحقیق توصیفی- تحلیلی و کتابخانه&amp;amp;shy;ای است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>زبان تمثیلی به مثابۀ ابزار شعریت رمان تاریخی شمس و طغرا</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_244618.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل نقش زبان تمثیلی در شعریت رمان تاریخی شمس و طغرا نوشتۀ محمدباقر میرزا خسروی صورت گرفته است. مسألۀ اصلی پژوهش، کم‌توجهی به ظرفیت‌های تمثیل در نثر داستانی و چگونگی کارکرد آن در آفرینش لایه‌های معنایی و غنای زیبایی‌شناختی این رمان است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است و داده‌ها با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای تحلیل شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که دو گونة اصلی تمثیل، یعنی مثل و اسلوب معادله در این رمان حضور فعال دارند و هر یک به شیوه‌ای خاص به افزایش شعریت متن یاری می‌رسانند. مثل‌ها با ایجاز و فشردگی معنایی، پیوند با سنت شفاهی و فرهنگ عامه، شخصیت‌پردازی غیرمستقیم، ایجاد تعلیق دراماتیک و بازتاب شرایط اجتماعی- تاریخی، متن را از سطح گزاره‌های عادی فراتر برده است. اسلوب معادله نیز با ساختار دووجهی خود که پیونددهندة امر عقلی و حسی است، شبکه‌های معنایی و بینامتنی ایجاد می‌کند و با بهره‌گیری از مفاهیم اسطوره‌ای و دینی، ظرفیت تأویل‌پذیری متن را افزایش می‌دهد. کاربرد اسلوب معادله در نثر داستانی این رمان، نوآوری قابل توجهی است که افق‌های تازه‌ای را برای تحلیل‌های بلاغی می‌گشاید. زبان تمثیلی در شمس و طغرا عنصری تزئینی نیست، بلکه عامل اصلی و ساختاری در آفرینش شعریت است و این رمان را از یک روایت تاریخی صرف به اثری چندلایه با ظرفیت‌های تأویلی گسترده تبدیل کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی بر مؤلفه‌های ایران‌دوستی در مواجه با دشمن از شاهنامه تا سروده-های جنگ رمضان</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_245026.html</link>
      <description>ایران دوستی، عشق به وطن و پایداری در برابر دشمن یکی از مضامین مهم ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان در بزنگاه‌های تاریخی به آن توجه کرده‌اند. در این مقاله با تأملی بر جایگاه ایران‌دوستی در ادبیات با تأکید بر موضوع مواجه با دشمن، مؤلفه‌های پر تکرار آن در معنا و زبان، در ادبیات کلاسیک و معاصر بررسی شده است. جامعه آماری، آثار برجسته‌ متون نثر و شعر است که در دوره‌های مختلف به موضوع وطن توجه کرده‌اند و برای بررسی جامع و کلی و بیان سیر تاریخی، تحلیل مؤلفه‌های پرتکرار از شاهنامه تا سروده‌های جنگ رمضان را شامل می‌شود. نتایج بررسی نشان میدهد، ایران‌دوستی و عشق به وطن مضمون مشترک همه دوره‌های ادبی در مواجه با دشمن است، و دو واژه ایران و وطن در متون تکرار شده‌اند. در بن-مایه فکری نیز ستایش رشادت و مقاومت تا شهادت در تقابل نکوهش خیانت به وطن قرار گرفته است. در توصیف‌های مشترک، توصیف‌هایی که از الگوی ایرانی اسلامی گرفته شده با دگردیسی نمادهای شاهنامه و تلمیح به داستان‌های اساطیری و دینی پرتکرار است. بدینگونه ایران‌دوستی در مواجه با دشمن در ادبیات، توجه صریح به وطن و اظهار عشق، اندوه از هجوم دشمن و دعوت به حفظ وطن، رشادت و مقاومت تا شهادت در مقابله با دشمن، نکوهش خائنان به وطن و توصیف مفاهیم پایداری با الگوی توصیفی ایرانی اسلامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فرایند افعال در سی غزل عطّار (از منظر زبان‌شناسی نقش‌گرای هلیدی)</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_246031.html</link>
      <description>زبان شناسی نقش گرای هلیدی یکی از رویکرد های جدید زبان شناسی است که  زبان را در سه محور فرانقش اندیشگانی، فرانقش بینافردی و فرانقش متنی مورد مطالعه قرار می دهد. آنچه که مدّ نظر این پژوهش است فرانقش اندیشگانی است که از دو بخش تجربی و منطقی تشکیل شده است. کاربر زبان برای انتقال معنی مورد نظرش فعلی را بر اساس معنای ذهنی خود بر می گزیند. مطابق این دیدگاه با بررسی افعال و فرایندهای به کاررفته می توان از تجارب و تفکّرات جهان بیرون و درون شاعر یا نویسنده آگاه شد. بر همین اساس در پژوهش حاضر در ساخت معناییِ فرانقش اندیشگانی فرایندهای فعلی موجود در سی غزل از غزلیّات سه‌گانة (عاشقانه، عارفانه و قلندرانه‌) عطّار با استفاده از روش های تحلیلی- آماری و منابع کتابخانه ای مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان به این نتیجه می‌رسیم که فرایندهای به ترتیب مادّی، رابطه‌ای و ذهنی دارای بیشترین بسامد و فرایندهای رفتاری، بیانی و وجودی دارای کمترین بسامد هستند. به  این ترتیب با توجّه به یافته‌های پژوهش می‌توان گفت غزلیّات عطار برپایه‌ی نوعی واقع‌گرایی همراه با قطعیّت و استواری  قرار دارد و نظریة هلیدی در تجزیه و تحلیل متون ادبی بسیار کار آمد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نیاز به معنا در بوستان و گلستان سعدی در چهارچوب نظریه خودفراگذشتگی و معناجویی آبراهام مزلو</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_246042.html</link>
      <description>نیاز به معنا از بنیادی&amp;amp;rlm;ترین نیازهای وجودی انسان است که در نظریۀ متأخر آبراهام مزلو با مفهوم &amp;amp;laquo;خودفراگذشتگی&amp;amp;raquo; تبیین شده‌است. از دیدگاه مزلو، عالی‌ترین سطح رشد انسانی زمانی تحقّق می‌یابد که فرد از مرزهای خویشتن فراتر رود و در پی معنا، حقیقت، عشق، خدمت به دیگران و خیر جمعی باشد. این رویکرد، معناجویی را یکی از مهم‌ترین عوامل رشد روانی و شکوفایی انسان می‌داند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریۀ خودفراگذشتگی و معناجویی مزلو، به تحلیل بازتاب این مفاهیم در گلستان و بوستان سعدی پرداخته‌است. هدف اصلی پژوهش، تبیین چگونگی انعکاس نیاز به معنا، فراروی از خود و مؤلفه‌های مرتبط با آن در اندیشۀ اخلاقی و انسانی سعدی و نشان دادن ظرفیت این آثار برای گفت‌وگو با نظریه‌های معاصر روان‌شناسی است. این پژوهش با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با استناد به منابع معتبر کتابخانه&amp;amp;rlm;ای و بهره‌گیری از رویکرد میان‌رشته‌ای ادبیات و روان‌شناسی انجام شده‌است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مفاهیمی چون همدلی، عشق، ایثار، خدمت به دیگران، حقیقت‌جویی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی در گلستان و بوستان از مهم‌ترین نمودهای نیاز به معنا و خودفراگذشتگی به شمار می‌آیند. سعدی، قرن‌ها پیش از شکل‌گیری نظریه‌های نوین روان‌شناختی، در قالب حکایت‌ها و موقعیت&amp;amp;rlm;های واقعی زندگی، مسیر دستیابی به زندگی معنادار را از رهگذر کنش‌های اخلاقی، پیوند اجتماعی و توجه به دیگران ترسیم کرده‌است. بر این اساس، بازخوانی آثار سعدی می‌تواند پیوند میان میراث ادبی و عرفانی ایران را با روان‌شناسی معاصر فراهم سازد و ظرفیت ادبیات کلاسیک فارسی را در حوزه معنا‌درمانی، رشد اخلاقی و ارتقای سلامت روان برجسته‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تنوع معنایی حروف اضافه، ویژگی سبکیِ کتاب بیان‌الأدیان</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_246049.html</link>
      <description>    در مطالعات سبک‌شناسی، تمامی عناصرِ موجود در متن حائزِ اهمیت‌اند، و در بررسی ساختار نحوی زبان، &amp;amp;laquo;حروف&amp;amp;raquo; اهمیتی کمتر از افعال، واژه‌ها، صفات، قیود، و ضمایر ندارند؛ به‌ویژه این‌که خود از زوایای گوناگونی چون مفرد، مضاعف، ساده، و بسیط بودن، نیز جابه‌جایی، حذف، قابلیت‌های ایجازی، و تنوع معانی درخورِ تحلیل‌‌اند. بررسی &amp;amp;laquo;معانی حروف&amp;amp;raquo; می‌تواند با هدف شناخت بهتر ساختارهای نحوی در پیکرۀ زبان، و به‌عنوان عاملی متمایزکننده در تشخیص سبک نوشتار صورت بگیرد، چراکه حروف در ساختمان دستوریِ زبان از اهمیتی ویژه برخوردارند و برخورد مؤلف با آن‌ها، همواره بخشی مهم از ویژگی‌های سبکی را تشکیل می‌دهد. از همین منظر لازم است برای شناخت سبک شخصی نویسندگان، و نیز شناخت سبک‌های دوره‌ای، توجهی ویژه به کارکردهای معناییِ حروف داشته باشیم، برای پاسخ دادن به این پرسش‌ها که &amp;amp;laquo;آیا معناپذیریِ حروف نقشی در ایجاد سبکِ نوشتار دارد؟&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;آیا وجود چندمعنایی در کاربرد حروف در متون قدیمی، تأکیدِ پژوهشگران بر سادگی سبک دوره‌های آغازین را زیر سؤال نمی‌برد؟&amp;amp;raquo;، با این پیش‌فرض که &amp;amp;laquo;معانی حروف&amp;amp;raquo; علی‌رغم این‌که تاکنون در مطالعات سبک‌شناسی، چندان مورد توجه قرار نگرفته‌اند، در ایجاد سبک نوشتار، بسیار مهم و تعیین‌کننده‌اند، و بررسی متون قدیمی می‌تواند نشان‌دهندۀ پیچیدگیِ معناییِ آن‌ها، برخلافِ سادگیِ ادعاشده در مطالعات سبک‌شناسی‌ دوره‌های آغازین نثر فارسی باشد. به همین منظور به بررسی کتاب بیان‌الأدیان، به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین کتاب&amp;amp;lrm;های نثر فارسی پرداخته‌ایم، تا تنوع معناییِ حروف را، در دوره‌ای که زبان فارسی دوران سادگی، بی‌پیرایگی، و کاربرد واحدهای زبانیِ اغلب تک‌معنا را سپری می‌کرد و هنوز وارد دورۀ تکلف و چندمعنایی نشده بود، نشان دهیم. </description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانشی دلوزی از واژة &amp;laquo;عشق&amp;raquo; در شعر فردوسی و حافظ شیرازی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_246650.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;ژیل دلوز&amp;amp;raquo;، فیلسوف پست مدرن فرانسوی به هنگام سخن گفتن از واژة عشق- بدون آن&amp;amp;shy;که در بستار یا معنای جهان&amp;amp;shy;شمول این واژه گرفتار شود- آن را &amp;amp;laquo;جهان امکانات گستردة حیات و شدن&amp;amp;raquo; می&amp;amp;shy;بیند و می&amp;amp;shy;گوید به اندازة تمام هستی&amp;amp;shy;های قابل تصور می&amp;amp;shy;توان شیوة ادراک، تجربه، آموختن و ابداع در مفهوم عشق خلق کرد. او ادبیات را خاستگاه عشق و مظهر آژانسمان؛ یعنی عاملیت فضاسازی و خلق معنا می&amp;amp;shy;داند. مسئلة اصلی این جستار آن است که واژة عشق در شعر فردوسی و حافظ از چه آژانسمانی برخوردارد است؟ پاسخ مفروض آن است که عشق در شعر به دلیل برخورداری از دو خصلت &amp;amp;laquo;شدن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;وانمودگی&amp;amp;raquo; آژانسمان پیچیده&amp;amp;shy;تری دارد و از مرکزگرایی و تحدید در بستار و مفهوم خاص می&amp;amp;shy;رهد. پاسخ به این پرسش از این منظر ضرورت دارد که سبب وسعت دید خواننده در مطالعة تطبیقی دو سبک خراسانی و سبک عراقی می&amp;amp;shy;شود. هدف از کاربست رهیافت&amp;amp;shy;های دلوز در پاسخ&amp;amp;shy;گویی به این مسئله، ایجاد فرصت&amp;amp;shy;های جدید در نقد ادبی است تا خواننده به خلاقیت&amp;amp;shy;های شاعران در سطح روبنایی و زیربنایی  شعر پی ببرد و با تکیه بر روش تحلیل محتوا ، مطالعات بین&amp;amp;shy; رشته&amp;amp;shy;ای و خوانش&amp;amp;shy;های تطبیقی را افزایش دهد. برآیند پژوهش نشان می&amp;amp;shy;دهد واژة عشق در شعر حافظ با گریز از ارجاع خطی و رهایی از انفعال؛ مسیرهای رازآمیزتری را در سطح معنا و اندیشه آفریده و با سوق دادن شعر به درون آژانسمان&amp;amp;shy;های مختلف، مفهوم پویا و لغزان&amp;amp;shy;تری یافته است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی برجسته‌سازی زبانی و تصویری در اشعار حسین منزوی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_247966.html</link>
      <description>شعر معاصر فارسی، به‌ویژه در قالب غزل، شاهد تحولاتی بنیادین در زبان و تصویر بوده است؛ یکی از چهره‌های شاخص این تحول، حسین منزوی است که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های بلاغی و هنری، توانسته است زبان شعر را از حالت سنتی به سوی بیانی چندلایه و نوآورانه سوق دهد. زمینه‌ این پژوهش، بررسی نحوه‌ برجسته‌سازی زبانی و تصویری در اشعار منزوی است؛ هدف پژوهش، تحلیل دقیق شیوه‌هایی است که شاعر از طریق آن‌ها به خلق معنا، انتقال عاطفه و زیبایی‌شناسی دست یافته است. روش تحقیق این مطالعه، کیفی و توصیفی- تحلیلی است. داده‌ها از میان غزل‌های عاشقانه و اجتماعی منزوی انتخاب شده‌اند و با تکیه بر نظریه‌های زبان‌شناسی برجسته‌سازی (نظیر قاعده‌افزایی، قاعده‌کاهی، واژگان‌گزینی خاص) و تصویرسازی شعری (خیالی، واقعی، استعاری، نمادین) تحلیل شده‌اند. با وجود شهرت منزوی در غزل‌سرایی، کمتر پژوهشی به‌طور نظام‌مند به بررسی ساختارهای برجسته‌ساز در شعر او پرداخته است؛ در حالی‌که شناخت این ساختارها می‌تواند به فهم عمیق‌تر از زبان شعر معاصر و ظرفیت‌های بیانی آن کمک کند. سؤال اصلی تحقیق این است: حسین منزوی چگونه از برجسته‌سازی‌های زبانی و تصویری برای خلق تجربه‌های عاطفی، فلسفی و اجتماعی در شعر خود بهره می‌گیرد؟ یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که منزوی با شکستن قواعد نحوی، گزینش واژگان غیرمنتظره، حذف یا افزودن عناصر زبانی، و خلق تصاویر چندلایه، توانسته است شعر را به رسانه‌ای برای بیان پیچیدگی‌های روانی و هستی‌شناختی بدل کند. برجسته‌سازی در شعر منزوی نه‌تنها ابزاری برای زیبایی‌شناسی، بلکه سازوکاری برای انتقال معنا، تجربه و تحول در زبان شعر فارسی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه زبان، گفتمان و قدرت در حکایت &amp;laquo;انوشیروان با وزیر خود&amp;raquo; بر اساس آراء میشل فوکو</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_247968.html</link>
      <description>حکایت &amp;amp;laquo;انوشیروان با وزیر خود&amp;amp;raquo; در مخزن‌الاسرار نظامی، عرصة بازنمایی قدرت، عدالت و آگاهی‌بخشیِ نخبگان سیاسی در بستری گفتمانی است. گفتمان غالبِ این حکایت، قدرت را زمانی مشروع می‌داند که با عدالت اجتماعی، توجه به فرودستان و آگاهیِ حاکم همراه باشد. در این گفتمان بزرگمهر به عنوان وزیری فرزانه و کاردان با زبانی ادبی و در عین حال انتقادی انوشیروان را از خواب غفلت می‌رهاند و می‌کوشد تا قدرت را به سمت مسئولیت‌پذیری و عدالت‌محوری سوق ‌دهد. نظامی گنجوی در مقام سوژه‌ای آگاه، با تکیه بر آموزه‌های قرآن کریم و کاربست شگردهای بلاغی، اندیشه‌های ایده‌آلیستی این روایت را چنان می‌پروراند که نقد قدرت با بیدارسازی نخبگان و ترسیم الگوی آرمانیِ حکومت درمی‌آمیزد. پژوهش حاضر به روش توصیفی‌-‌تحلیلی و با تکیه بر تحلیل گفتمان میشل فوکو، که ریشه در تبارشناسی و دیرینه‌شناسی او دارد، به بررسی دال مرکزی، دال‌های شناور، مفصل‌بندی و هژمونی در این حکایت پرداخته‌است؛ بدین منظور از رویکرد دیرینه‌شناسی فوکو جهت واکاوی تحوّلات معرفتی و گفتمانی و از تبارشناسی وی جهت تحلیل زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پیدایش گفتمان حکایت‌ مذکور استفاده‌کرده، دریافته‌است که نظامی با بهره‌گیری از ابزارهای زبانی چون طنز و کنایه، و اشارات دینی، وزیر را در مقام نیروی آگاهی‌بخش و مصلح معرفی‌می‌کند که می‌تواند ساختار قدرت را نقد کند و پادشاه را از خودکامگی و بی‌عدالتی برهاند. در این حکایت، عدالت شرط بنیادین مشروعیت قدرت معرفی می‌شود و بازی‌های زبانی به‌عنوان ابزارهای بازاندیشی و اصلاح ساختار قدرت عمل‌می‌کنند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر تحول منابع اقتدار زنان و کنشگری آنان در چهار دهه روایت داستانی(دهه‌های 60 تا 90)</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_246708.html</link>
      <description>این پژوهش در پی آن است که سیر دگرگونی منابع اقتدار زنان را در چهار رمان متعلق به دهه‌های شصت تا نود بررسی کند. مسئله اصلی آن، چگونگی بازنمایی انواع سرمایه‌های زنان و تحول جایگاه اجتماعی، فرهنگی و نمادین آنان در بستر تحولات جامعه ایرانی است. از آنجا که شخصیت‌های زن در ادبیات داستانی بازتابی از ساختارهای اجتماعی و روابط قدرت‌اند، مطالعه این آثار می‌تواند نشان دهد که زنان در هر دهه با چه میزان از منابع، منزلت و امکان کنشگری ترسیم شده‌اند و این تصویر چه تحولاتی را منعکس ساخته است. ضرورت این پژوهش از آنجا ناشی می‌شود که بازنمایی زنان در رمان فارسی، افزون بر ارزش ادبی، حاوی دلالت‌های اجتماعی و فرهنگی مهمی است؛ بنابراین بررسی تحولات منابع اقتدار زنان در این آثار، به شناخت بهتر جایگاه زن در ادبیات و جامعه ایران و نیز فهم تغییر نگرش‌ها نسبت به هویت و نقش اجتماعی زنان در دهه‌های شصت تا نود کمک می‌کند. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی، بر مبنای مطالعات کتابخانه‌ای و با محوریت رمان‌های طوبا و معنای شب(1367)، جزیرۀ سرگردانی(1372)، پرنده ی من (1381) و روز حلزون (1392) انجام شده است. ملاک گزینش آثار، محوریت قرار گرفتن زندگی زنان است و  نتایج پژوهش نشان می‌دهد نقش زنان در میدان‌های علم، قدرت، سیاست و کسب و کار افزایش یافته اما نقش مذهبی و نیز نقش همسری و مادری آنان به حاشیه رفته است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>نبوت و ولایت پیامبر اسلام(ص) در روح‌الارواح احمد سمعانی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_246732.html</link>
      <description>ستایش پیامبر اسلام(ص) در ادبیات فارسی و در بیشتر آثار شاعران و ادیبان و عارفان جلوه خاصی داشته است. استمرار ستایش پیامبر(ص) به معنای حضور معنوی در زندگی هر انسان و جاودانه‌ بودن رسالت ایشان است. افزون بر این، شخصیت پیامبر(ص) بیشترین تأثیر را در شکل‌گیری و تداوم عرفان اسلامی و اصول آن داشته ‌‌است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی - توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای نبوت پیامبر اسلام(ص) و ولایت و سیادت آن حضرت بر انبیای پیشین را در کتاب &amp;amp;laquo;روح‌الارواح فی شرح اسماء ملک‌الفتاح&amp;amp;raquo; اثر احمد سمعانی مطالعه کرده است. سمعانی در این اثر با زبان تمثیل و با حلاوت خاص انبیای الهی را از نظر چگونگی خلقت، مقام و مرتبه وجودی، شهودی، اعجاز و ابتلا باهم مقایسه کرده و با ارائه دلایل عقلی و نقلی، ولایت و سیادت حضرت محمد(ص) بر انبیای پیشین را به اثبات رسانده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سمعانی به دلیل مذهب و مشرب فکری و ارادت خاص به پیامبر اسلام(ص)، در کتاب رَوحُ‌الارواح، از آن حضرت با بسامد بالا یاد کرده‌ است و با ارائه دلایل و شواهد متعدد از آیات قرآن کریم و منابع دینی و عرفانی آن حضرت را از نظر مقام و مرتبه وجودی، چگونگی خلقت، از نظر مقام و مرتبۀ عرشی، خاتمیت نبوت و رسالت، مقام اعجاز و ابتلا، از نظر مقام کشف و شهود و... ، سرور انبیای پیشین دانسته‌اند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب کشورهای جهان در ضرب‌المثل‌های فارسی</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_247300.html</link>
      <description>چکیدهیکی از مفاهیم بسیار مهم و مکرر ضرب‌المثل‌های فارسی، اشاره به کشورها و شهرهای مختلف جهان است. بدون در نظر گرفتن اینکه برخی از این کشورها یا شهرها، در گذشته‌های دور و نزدیک، بخشی از جغرافیای ایران بوده‌اند، و با توجه به هویت جغرافیایی و سیاسی مستقل کنونی آن‌ها، اگر به این موضوع دقیق‌تر بنگریم، درمی‌یابیم که این سرزمین‌ها، به چندین شیوهٔ متمایز و با اهداف گوناگون در امثال ما ظاهر شده‌اند: نماد دوردستی‌اند، عرصۀ بیان تقابل و مقایسۀ زبانی، فرهنگی یا رفتاری بین دو سرزمین دور از هم‌اند، به حیوانات، گیاهان، خوراک، پوشاک، کالاها، میوه‌ها، صنایع دستی و سوغات خاص و تحفه‌ها، بزرگان نامدار، ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری مردم، تاریخ، جغرافیا و جاذبه‌های طبیعی آن‌ها اشاره دارند، در برخی از امثال، نگاه نژادپرستانه، ستیزه‌گرانه و سرزنشگر و گاه به‌صراحت ترجیح سرزمین خود بر دیگر جای‌ها، یا نگاه طنزآمیز و شوخ‌طبعانه حاکم است، به توصیف زیبایی و شکوه شهر یا کشور، زیبایی مردم، ابرازاشتیاق و حسرت عمیقی از دیدن آبادی و شکوه دیگر سرزمین‌ها پرداخته شده است، نگاه‌های قالبی و تکراری و احتمالاً بدون شناخت تجربی و زیستۀ شخصی بر برخی از امثال حاکم است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی و واکاوی امثال در این زمینه می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روان&amp;shy;شناختی شخصیت‌های رمان &amp;laquo;همنوایی شبانۀ ارکستر چوب‌ها&amp;raquo; بر اساس نظریۀ آلفرد آدلر</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_247304.html</link>
      <description>نقد روان‌شناختی به‌عنوان روشی نوین در تحلیل شخصیت‌های داستانی، به‌ویژه در رمان‌هایی با لایه‌های روانی عمیق، جایگاه ویژه‌ای یافته است. نظریه روان‌شناسی فردنگر آلفرد آدلر، یکی از نظریه‌های مهم در این حوزه به‌شمار می‌رود که بر عواملی همچون عقده حقارت، تلاش برای برتری، سبک زندگی و علایق اجتماعی تمرکز دارد. این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی - تحلیلی، به تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌های رمان &amp;amp;laquo;همنوایی شبانۀ ارکستر چوب‌ها&amp;amp;raquo; اثر رضا قاسمی می‌پردازد و بدین سوال پاسخ می&amp;amp;shy;دهد که مؤلفه‌های نظریۀ آلفرد آدلر تا چه حد در رفتار و کردار و حالات روانی شخصیت‌های رمان‌های قاسمی قابل بررسی است؟ این رمان با تمرکز بر مهاجرت، بی‌هویتی، بحران روانی و دغدغه‌های هستی‌شناختی، بستری مناسب برای بررسی شخصیت‌ها از منظر آدلر فراهم کرده است. شخصیت‌های این رمان، از نگاه نویسنده، بازتاب روان جمعی ایرانیان مهاجرند؛ در عین‌حال که هر یک داستان فردی و منحصربه‌فردی دارند. آدلر بر همین فردیت تأکید دارد و درعین‌حال، نقش محیط اجتماعی را نیز در شکل‌گیری شخصیت نادیده نمی‌گیرد؛ مفهومی که در تحلیل این رمان به‌خوبی قابل بهره‌برداری است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شخصیت‌های رمان، به‌ویژه راوی و شخصیت‌های فعال طبقه ششم ساختمان، از ریشه‌های عمیق روان‌شناختی برخوردارند و رفتار آن‌ها متأثر از احساسات سرکوب‌شده، عقده‌های کودکی و تلاش برای جبران و برتری است. راوی که با بحران هویت، اختلالات روانی، هذیان، توهم و بی‌ثباتی عاطفی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نمود بارزی از تیپ اجتناب‌گر و سلطه‌جو است که در عین ضعف درونی، در پی نوعی غلبه بر احساس بی‌ارزشی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش‌شناسی تصحیح انتقادی شرح‌های شبه‌قاره‌ای بر مخزن‌الاسرار (با تأکید بر شرح ابراهیم تتوی)</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_247811.html</link>
      <description>شرح‌نویسی در ادب فارسی، روشی علمی برای تفسیر متون کلاسیک است که در شبه‌قاره، با ویژگی‌های منطقه‌ای خاص خود، توسعه‌یافته است. شرح ابراهیم تتوی، بر مخزن‌الاسرار، یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این سنّت، به شمار می‌رود، اما؛ روش‌ تصحیح انتقادی آن، تاکنون مورد تحلیل آماری، قرار نگرفته است. هدف این پژوهش، شناختن روش تصحیح انتقادی، در شرح‌های شبه‌قاره‌ای، بر مخزن‌الاسرار، با تأکید بر شرح ابراهیم تتوی است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمّی است. داده‌ها، از تحلیل ۴۵۰ واحد تحلیلی، حاصل از بررسی ۱۵۰ بیت مشترک، در سه شرح ابراهیم تتوی، محمد بن قوام بلخی و عظیم تتوی، استخراج شد. تصحیح‌ها، در سه دستۀ لغوی، نحوی و معنایی، طبقه‌بندی و سطوح مداخله، در سه سطح کلمه، بیت و پاراگراف، سنجیده شد. نتایج، فرضیۀ اصلی پژوهش را تأیید کرد و نشان داد که شرح ابراهیم تتوی از الگوهای نسبتاً منسجم و قابل‌اندازه‌گیری در تصحیح انتقادی برخوردار است. سهم مداخلات زبانی، در این شرح، با شاخص ۱.۱۴ از دو شرح دیگر (۰.۸۳ و ۰.۶۹) بالاتر است. همچنین این شرح، از منطق سلسله‌مراتبی، در سطوح مداخله پیروی می‌کند؛ تصحیح‌های لغوی در سطح کلمه و تصحیح‌های نحوی و معنایی در سطح بیت، متمرکزند. افزون بر این، پراکندگی تصحیح‌ها، الگویی موجی دارد و تراکم آن، در نیمۀ میانی متن، بیشتر است. این یافته‌ها تأیید می‌کند</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش چندصدایی جین ایر اثر شارلوت برونته براساس منطق گفتگویی میخاییل باختین</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_247971.html</link>
      <description>رمان &amp;amp;laquo;جین ایر&amp;amp;raquo; اثر شارلوت برونته از مهم‌ترین رمان‌های قرن نوزدهم است که علاوه بر روایت رشد فردی یک زن، عرصه‌ای برای حضور و تقابل گفتمان‌های مختلف اجتماعی، اخلاقی و جنسیتی به شمار می‌آید. این پژوهش با تکیه بر نظریه گفتگومندی و چندصدایی میخاییل باختین به بررسی ساختار گفتمانی این رمان می‌پردازد. هدف اصلی تحقیق نشان دادن چگونگی حضور و تعامل صداهای مختلف در متن و نقش آن‌ها در شکل‌گیری معنای روایت است. ضرورت این پژوهش از آن‌جا ناشی می‌شود که بیشتر مطالعات انجام‌شده درباره رمان جین ایر بر جنبه‌های فمینیستی، روان‌شناختی و اجتماعی آن متمرکز بوده و چگونگی تعامل و تقابل صداهای گوناگون در ساختار روایی اثر کمتر بررسی شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه منطق گفتگویی باختین در ساختار روایی و در تعامل میان شخصیت‌های رمان &amp;amp;laquo;جین ایر&amp;amp;raquo; نمود پیدا می‌کند. روش تحقیق در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تحلیل متن ادبی بر اساس مفاهیم گفتگومندی، چندصدایی و هتروگلاسیا در نظریه باختین است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه روایت اول‌شخص جین نوعی مرکزیت روایی ایجاد می‌کند، اما حضور شخصیت‌هایی با دیدگاه‌ها و گفتمان‌های متفاوت ـ مانند روچستر، هلن برنز و سنت جان ـ موجب شکل‌گیری فضایی گفتگویی در متن می‌شود که در آن صداهای مختلف اجتماعی و ایدئولوژیک با یکدیگر در تعامل و تقابل قرار می‌گیرند. در نتیجه، &amp;amp;laquo;جین ایر&amp;amp;raquo; را می‌توان متنی دانست که با وجود ساختار روایی نسبتاً متمرکز، ظرفیت‌های قابل توجهی برای خوانش چندصدایی بر اساس نظریه باختین دارد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تبارشناسی یک سده ترجمه و بازتفسیر رباعیات خیام در چین</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_250291.html</link>
      <description>رباعیات حکیم عمر خیّام (1048&amp;amp;ndash;1131م.) از زمان ورود به میدان فرهنگ و ادب چین در آغاز سدۀ بیستم تا کنون، تبارشناسیِ ترجمه&amp;amp;shy;ای را بنیان نهاده است که بیش از یک سده را در بر می&amp;amp;shy;گیرد و ده‌ها مترجم را بدان سوق داده است. پژوهش حاضر، با تکیه بر دو چارچوب تحلیلیِ بازنویسی واسطه&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;مند و نظام‌مندسازی دانش، فرایند تاریخیِ پذیرش این رباعیات در چین را بررسی می&amp;amp;shy;کند؛ فرایندی که از ترجمۀ غیرمستقیم از زبان انگلیسی و بازآفرینیِ شعری آغاز شد و به ترجمۀ مستقیم از زبان فارسی و نهادینه&amp;amp;shy;سازیِ علمی-دانشگاهی انجامید. مقاله بر آن است که تبارشناسیِ ترجمۀ رباعیات خیام در چین، صرفاً تاریخی خطی و رو به پیشرفت نیست، بلکه میدانی چندلایه است که در آن، هنجارهای ترجمه، تخیّل شعری و سازوکارهای تولید دانش در دوره‌های مختلف تاریخی، با یکدیگر در کشاکش و هم&amp;amp;shy;پوشانی بوده ‌اند. مترجمان نخستین، با تکیه بر ترجمۀ انگلیسیِ فیتزجرالد، به ابداع شعریِ خیّام دست یازیدند؛ مترجمان دورۀ میانی، از رهگذر آزمون‌های وزنی و پیوندزنیِ فرهنگی، خیّام را در فرایند مشروعیت&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;بخشی به شعر نو چین جای دادند؛ و مترجمان دورۀ پسین، در بستر گفتمانیِ ادبیات تطبیقی و شرق‌شناسی، مختصاتِ معرفتیِ او را به‌عنوان یکی از کلاسیک‌های ادبیات فارسی، از نو سنجیدند. این تبارشناسی، از یک سو، تنشِ درونی میان بازنویسی و بازگردانیِ اصیل را در تاریخ ترجمه آشکار می‌سازد، و از دیگر سوی، نمونۀ شاخصی از چگونگیِ بومی‌سازی، مشروعیت&amp;amp;shy;یابی و رشته‌مند شدنِ منابع برون&amp;amp;shy;فرهنگی در ادبیات مدرن چین به دست می&amp;amp;shy;دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ تطبیقی شخصیت‌های رانده شده در اساطیر و حماسه‌های ایران، یونان و روم</title>
      <link>https://www.jmzf.ir/article_250300.html</link>
      <description>هم‌پوشانی و خویشاوندی مضمونی در اساطیر ملل مختلف، بستری پویا برای مطالعات تطبیقی فراهم آورده است؛ در این میان، بن‌مایه &amp;amp;laquo;طردزدگی&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;تبعید و طرد شخصیت‌ها&amp;amp;raquo; از خانواده یا زیست‌بوم اولیه، یکی از کهن‌الگوهای برجسته اساطیری به‌شمار می‌رود. جستار حاضر با اتخاذ روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و گردآوری داده‌های کتابخانه‌ای، به واکاوی و تطبیق فرآیند طرد شخصیت‌های اساطیری در حوزه ایران و جهان می‌پردازد. یافته‌های پژوهش مبین آن است که گسست از منشأ، فرآیندی هدفمند بوده است و عمدتاً ذیل مؤلفه‌هایی چون: &amp;amp;laquo;هراس حاکمیت از فروپاشی اقتدار سیاسی یا پیش‌گویی قتل فرزند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نقص عضو و نازیبایی نوزاد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حرمت‌شکنی‌های سنتی و روابط نامشروع&amp;amp;raquo; (که غالباً به طرد هم‌زمان مادر و فرزند می‌انجامد) صورت می‌پذیرد. اگرچه در کهن‌الگوهای حماسی و اساطیری، فراوانیِ جنسیتِ شخصیت‌های طردشده، به مردانه بودن تمایل دارد، اما در اساطیر ملل مختلف، مواردی از تبعید زنان و دختران به سبب روابط با ایزدان یا پهلوانان و یا طرد نوزادان دختر به دلیل ترجیح فرزند ذکور نیز وجود دارد. نجات و پرورشِ این طردشدگان به دست عناصر حامی نظیر طبقات اجتماعی پایین (چوپانان و گازران) یا توتم‌های حیوانی (خرس، گوزن، مار، گرگ و غیره) نقشی شتاب‌دهنده و تسهیل‌گر در گذار قهرمان داشته است و به تکوین شخصیت فرّه‌مند و شکوهمند آنان یاری می‌رساند؛ به‌گونه‌ای که این فرآیند تطهیر، آنان را به مرتبه‌ای فراتر از هنجارهای انسانی (نظیر زال در شاهنامه) ارتقا می‌دهد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
