فصل‌نامۀ بین المللی علمی تخصصی مطالعات زبان فارسی ISC

فصل‌نامۀ بین المللی علمی تخصصی مطالعات زبان فارسی ISC

خوانشی دلوزی از واژة «عشق» در شعر فردوسی و حافظ شیرازی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، مؤسسۀ آموزش عالی دارالحمه، قم، ایران(نویسنده مسئول).
10.22034/jmzf.2026.246650
چکیده
«ژیل دلوز»، فیلسوف پست مدرن فرانسوی به هنگام سخن گفتن از واژة عشق- بدون آن­که در بستار یا معنای جهان­شمول این واژه گرفتار شود- آن را «جهان امکانات گستردة حیات و شدن» می­بیند و می­گوید به اندازة تمام هستی­های قابل تصور می­توان شیوة ادراک، تجربه، آموختن و ابداع در مفهوم عشق خلق کرد. او ادبیات را خاستگاه عشق و مظهر آژانسمان؛ یعنی عاملیت فضاسازی و خلق معنا می­داند. مسئلة اصلی این جستار آن است که واژة عشق در شعر فردوسی و حافظ از چه آژانسمانی برخوردارد است؟ پاسخ مفروض آن است که عشق در شعر به دلیل برخورداری از دو خصلت «شدن» و «وانمودگی» آژانسمان پیچیده­تری دارد و از مرکزگرایی و تحدید در بستار و مفهوم خاص می­رهد. پاسخ به این پرسش از این منظر ضرورت دارد که سبب وسعت دید خواننده در مطالعة تطبیقی دو سبک خراسانی و سبک عراقی می­شود. هدف از کاربست رهیافت­های دلوز در پاسخ­گویی به این مسئله، ایجاد فرصت­های جدید در نقد ادبی است تا خواننده به خلاقیت­های شاعران در سطح روبنایی و زیربنایی شعر پی ببرد و با تکیه بر روش تحلیل محتوا ، مطالعات بین­ رشته­ای و خوانش­های تطبیقی را افزایش دهد. برآیند پژوهش نشان می­دهد واژة عشق در شعر حافظ با گریز از ارجاع خطی و رهایی از انفعال؛ مسیرهای رازآمیزتری را در سطح معنا و اندیشه آفریده و با سوق دادن شعر به درون آژانسمان­های مختلف، مفهوم پویا و لغزان­تری یافته است.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 01 تیر 1405

  • تاریخ دریافت 05 اسفند 1404
  • تاریخ بازنگری 22 اردیبهشت 1405
  • تاریخ پذیرش 16 خرداد 1405