فصل‌نامۀ بین المللی علمی تخصصی مطالعات زبان فارسی ISC

فصل‌نامۀ بین المللی علمی تخصصی مطالعات زبان فارسی ISC

واکاوی نظریه اِشپیتزر در سوانح‌العشاق احمد غزالی

نویسنده
دانش آموختۀ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
10.22034/jmzf.2026.245538
چکیده
مقالۀ حاضر به واکاوی کاربست نظریۀ سبک‌شناسی لئو اشپیتزر در تحلیل متن عرفانی سوانح‌العشاق اثر احمد غزالی می‌پردازد. اشپیتزر در روش سبک‌شناسی خود بر حرکت از جزئیات زبانی به کشف «مرکز معنایی» یا روح حاکم بر متن تأکید دارد؛ روشی که از مشاهده انحراف‌ها، تکرارها و ویژگی‌های خاص زبان آغاز شده و به تفسیر کلی جهان‌بینی نویسنده منتهی می‌شود. این پژوهش با تکیه بر همین رویکرد، برخی ویژگی‌های سبکی و زبانی سوانح‌العشاق را بررسی کرده و نشان می‌دهد که چگونه ساختار زبان، تصاویر و ترکیبات عرفانی این اثر در خدمت بیان تجربه عاشقانه و شهودی قرار گرفته‌اند. در این تحلیل، عناصری هم‌چون تکرار واژگان کلیدی، تقابل‌های معنایی، ایجاز و گاه گسست‌های نحوی به عنوان نشانه‌های سبکی مورد توجه قرار گرفته‌اند. بررسی این عناصر نشان می‌دهد که زبان احمد غزالی آگاهانه به سوی نوعی فشردگی معنایی و نمادپردازی حرکت می‌کند تا تجربه‌ای درونی و شهودی از عشق الهی را بیان کند. از منظر اشپیتزر، این ویژگی‌ها تنها آرایه‌های ادبی نیستند، بلکه نشانه‌هایی از مرکز فکری متن به شمار می‌روند؛ مرکزی که در سوانح‌العشاق حول مفهوم «عشق به مثابه حقیقت بنیادین هستی» شکل می‌گیرد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کاربرد روش اشپیتزر امکان فهم عمیق‌تر پیوند میان زبان و اندیشه در این اثر عرفانی را فراهم می‌کند. به عبارت دیگر، تحلیل سبک‌شناسانه نشان می‌دهد که ساختار زبانی سوانح‌العشاق نه صرفاً وسیله بیان، بلکه بازتابی از جهان‌بینی عرفانی احمد غزالی است. بدین ترتیب، این مطالعه می‌کوشد نشان دهد که رویکرد اشپیتزر می‌تواند ابزار مؤثری برای تحلیل متون عرفانی فارسی و کشف لایه‌های معنایی پنهان در آن‌ها باشد.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 24 خرداد 1405

  • تاریخ دریافت 25 خرداد 1404
  • تاریخ بازنگری 05 مرداد 1404
  • تاریخ پذیرش 19 شهریور 1404