تحلیل ادبی جلوه‌های کنایی اعضای بدن در سروده‌های محمّد زهری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران (نویسندۀ مسئول).

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

چکیده

یکی از شگردهای بیان مستقیم و تصویرسازی هنری و یکی از عناصر چهارگانة فنّ بیان، کنایه است. در این میان یکی از جنبه­های هنری و خیال­پردازی‌های ادبی، کاربرد کنایه‌های بدنی ملموس است که شاعر می­تواند مضامین دشوار را با بیانی آشنا و هنرمندانه به ذهن مخاطب منتقل و نهادینه کند. محمّد زهری، یکی از بارزترین شاعران معاصر حوزۀ ادب فارسی، از کنایه‌های بدنی ملموس برای انتقال مفاهیم ذهنی خود بهره­ جسته­ است؛ تا جایی که می­توان گفت کنایه‌های ادبی، مهم‌ترین عنصر زیبایی‌شناسی سروده­های زهری را به خود اختصاص داده است. وی با کنایه، معانی را با اسلوبی مؤثر و بلیغ بیان کرده است. هدف از این پژوهش شناسایی، استخراج و دسته­بندی جلوه­های کنایی اعضای بدن در سروده­های محمّد زهری با روش توصیفی _ تحلیلی است؛ به‌گونه­ای که ابتدا نویسنده مختصری به تعریف کنایه و ارزش هنری و کارکردهای ادبی آن در شعر پرداخته است­، سپس جلوه‌های کنایی اعضای بدن در شعر زهری را با بیان نمونه‌هایی، ارزیابی و تحلیل کرده است. نتیجۀ حاصل از پژوهش نشان داد که زهری برای بیان مقصود، بیشتر از کنایه­های قریب بهره برده است و کنایه‌های بدنی ملموس وی، نشئت‌گرفته از نزدیکی وی با عوام و التزام کاربرد زبان محاوره است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Literary Analysis on Body Parts Ironies in Mohammad Zohari’s Poems

نویسندگان [English]

  • samaeh delirkoohi 1
  • Ahmad Zakeri 2
  • Ali mohammad moazzeni 3
1 PhD Student in Persian Language and Literature, Karaj Branch, Islamic Azad University, Karaj, Iran.
2 Associate Professor, Department of Persian Language and Literature, Karaj Branch, Islamic Azad University, Karaj, Iran (Corresponding Author).
3 Professor, Department of Persian Language and Literature, University of Tehran, Tehran, Iran..
چکیده [English]

Irony is one of the explicit means of expression as well as one of the four elements of rhetoric. Tangible bodily irony is considered as an artistic and literary imagination through which the poet is able to convey and regulate difficult concepts in the audiences’ mind with a familiar and artistic statement. Mohammad Zohari, as one of the most significant contemporary poets in Persian literature, has benefited from tangible bodily ironies in order to convey his intellectual concepts; to the extent that using literary irony is the most noticeable aesthetic element in his poems. He has expressed various meanings through irony with an effective and eloquent style. This study intends to identify, derive and classify characteristics of bodily ironies in Mohammad Zohari’s poems with a descriptive-analytical approach. To begin with, the writer tends to define irony and its artistic value as well as its literary functions in poems. Afterwards, he has analyzed and assessed characteristics of bodily ironies in Zohari’s poems through examples. The findings show that Zohari has benefitted from practical ironies and his usage of tangible bodily ironies originates from his affinity with the general public and a need to use colloquial language.       

کلیدواژه‌ها [English]

  • poem
  • irony
  • Zohari
  • Body Parts
  1. کتاب‌شناسی

    کتاب‌ها

    1. بولتون، رابرت (1381)، روان­شناسی روابط انسانی، ترجمة حمیدرضا سهرابی و افسانه حیات روشنایی، تهران: رشد.
    2. دهخدا، علی­اکبر (1377لغتنامه دهخدا، چاپ دوم تهران: دانشگاه تهران.
    3. زرین‌کوب، عبدالحسین (1387)، شعر بی­دروغ، شعر بی­نقاب، تهران: انتشارات علمی.
    4. زهری، محمد (1381)، برای هر ستاره، مجموعه اشعار محمد زهری، تهران: انتشارات توس.
    5. شفیعی کدکنی، محمدرضا (1387)، ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، چاپ چهارم، تهران: انتشارات سخن.
    6. فرهنگی، علی­اکبر (1389)، ارتباطات انسانی، ج 1، چاپ 17، تهران: رسا.
    7. کزازی، میر جلال‌الدین (1389)، زیباشناسی سخن پارسی 1(بیان)، چاپ 9، تهران: کتاب ماد.
    8. لاهیجی، محمد (1381)، مفاتیح‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، با مقدّمه، تصحیح و تعلیقات محمدرضا برزگر خالقی و عفّت کرباسی، چاپ 4، تهران: روزبه.
    9. محسنیان‌راد، مهدی (1374)، ارتباط شناسی، چاپ دوم، تهران: سروش.
    10. مولوی، جلال­الدین (1384 کلیات دیوان شمس، تصحیح بدیع­الزمان فروزانفر، تهران: امیرکبیر.
    11. وحیدیان کامیار، تقی (1383)، زبان چگونه شعر می­شود؟، شهد: سخن‌گستر.

     مقاله‌ها

    1. بزرگ‌پور، الهه (1391)، نقد و تحلیل اشعار محمد زهری، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه یزد.
    2. حسن‌پور،عباس؛ قاسمی، علیرضا و همکاران (1395)، «نقد و تحلیل مجموعه سروده‌های محمّد زُهری با تأکید بر محتوا و درونمایه»، علوم ادبی، سال ششم، شمارۀ9، صص 115-130 .
    3. سنچولی، احمد (1392)، «کنایه در شعر نیما یوشیج»، مجلة تاریخ ادبیات، شمارة 3/71، صص 117- 130.
    4. عبدالعظیمی، فاطمه (1396)، «بررسی اندیشه‌های انتقادی در اشعار محمّد زهری»، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه مازندران.
    5. گلفام، ارسلان (1387)، «بررسی راهبردهای شناختی استعاره و کنایه تصویری در اصطلاحات اعضای بدن»، نشریة پازند، شمارۀ 12، صص 93-109.
    6. نظامی، الهام (1399)، «بازتاب، نقش و جایگاه اعضا و جوارح انسان در ضرب‌المثل‌ها و کنایات سیستانی»، عبدالله واثق‌ عباسی، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه سیستان و بلوچستان.